به گزارش شهرآرانیوز، گاردین در گزارشی نوشت که بیش از پنج ماه پس از آغاز جنگ با ایران، ترامپ در حالی تلاش میکند پیروزی نظامی مورد نظر خود را تضمین کند که بارها تهران را به حملات ویرانگر تهدید کرده، اما در نهایت به بهانه ازسرگیری مذاکرات از مواضع تند خود عقب نشسته است.
منتقدان میگویند این توالی «اولتیماتوم، تهدید و عقبنشینی» به الگویی تکراری تبدیل شده است. بر اساس یک محاسبه، ترامپ از زمان آغاز جنگ با ایران و اسرائیل در ۲۸ فوریه، هفت بار از چنین تاکتیکی استفاده کرده است.
آخرین نمونه این روند، آخر هفته گذشته رخ داد؛ زمانی که ترامپ در هواپیمای ایرفورس وان به خبرنگاران گفت: حملهای گسترده را که آن را بزرگترین حمله از زمان جنگ جهانی دوم توصیف کرده بود، لغو کرده است. او دلیل این تصمیم را درخواست متحدان آمریکا و این ارزیابی عنوان کرد که فکر میکنم توافقی وجود دارد.
با این حال مذاکرات میان ایران و عمان درباره کشتیرانی در تنگه هرمز تاکنون به توافقی مشخص منجر نشده و این آبراه راهبردی همچنان بسته مانده است؛ تنگهای که پیش از جنگ، مسیر عبور حدود یکپنجم عرضه نفت جهان بود.
این رفتار یادآور موارد متعدد دیگری است از جمله تهدید تند ترامپ در ماه آوریل که گفته بود اگر تهران خواستههای آمریکا را نپذیرد، تمدن ایران امشب نابود خواهد شد با این حال، او در نهایت عقبنشینی کرد و به آتشبس رضایت داد.
رئیسجمهور آمریکا همچنین بارها مدعی شده است که ایالات متحده عملاً در جنگ پیروز شده و ایران خواهان دستیابی به توافق است؛ ادعاهایی که به گفته منتقدان، با تحولات میدانی همخوانی ندارد.
شبکه سیانان نیز در گزارشی، مجموعهای از ۱۴ ویدئو مربوط به اظهارات ترامپ از ماه مارس را کنار هم قرار داده که در آنها رئیسجمهور آمریکا بارها تأکید کرده صلح در دسترس است و رهبران ایران خواهان توافق هستند؛ در حالی که ایران همچنان توانایی وارد کردن خسارت به اهداف آمریکا و متحدانش در منطقه را حفظ کرده است.
اندرو نیل، روزنامهنگار و مفسر باسابقه بریتانیایی، با لحنی طعنهآمیز این رویکرد ترامپ را شایسته جایزه صلح نوبل دانست؛ جایزهای که رئیسجمهور آمریکا بارها علاقه خود به دریافت آن را ابراز کرده است.
نیل در گفتوگو با رادیو تایمز اظهار کرد: او در پنج ماه گذشته هشت بار صلح را به جنگ ایران آورده است. دیگر چه کاری باید انجام دهید تا شایسته جایزه صلح نوبل باشید؟
او افزود که تحلیل رفتار ترامپ دشوار است، زیرا مواضع او گاه تنها ظرف ۲۴ ساعت تغییر میکند.
به گفته تحلیلگران، مواضع متناقض و نوسانی ترامپ در قبال جنگ ایران میتواند نشانه فقدان یک راهبرد مشخص و درک ناکافی از ماهیت طرف مقابل باشد، مسئلهای که در صورت ادامه جنگ میتواند برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ماه نوامبر نیز هزینهساز شود.
مهرزاد بروجردی، معاون رئیس و استاد علوم سیاسی دانشگاه علوم و فناوری میزوری، معتقد است ناتوانی ترامپ در شناخت ساختار سیاسی و رهبران ایران، او را به بنبست تهدیدهای بیاثر کشانده است.
بروجردی گفت: یکی از فاحشترین اشتباهات ترامپ، توسل به چنین ادبیاتی بود.
به گفته بروجردی، رهبران جمهوری اسلامی بهسادگی حاضر به تسلیم نمیشوند و حمله به سطوح عالی رهبری نیز میتواند آنها را به اتخاذ مواضع تهاجمیتر سوق دهد.
از نگاه منتقدان، ترامپ بدون درک این ساختار، بارها به تهدید مستقیم ایران روی آورده و سپس، پس از افزایش هزینههای سیاسی و نظامی، مسیر مذاکره را در پیش گرفته است.
پس از فروپاشی آتشبس مورد توافق در ماه ژوئن که به دلیل اختلاف بر سر تفسیر تفاهمنامه امضاشده در کاخ ورسای شکل گرفت، ترامپ در اجلاس ماه گذشته ناتو در آنکارا نیز با ادبیاتی تند علیه رهبران ایران سخن گفت و رفتار آنها را بهطرز باورنکردنیای ریاکارانه توصیف کرد.
او در واکنش به رفتار ایران گفته بود: تنها کاری که میکنند این است که مرا عصبانی کنند.
بروجردی معتقد است این رویکرد نشان میدهد الگوی تهدیدهای شدید و سپس عقبنشینی ترامپ احتمالاً ادامه خواهد داشت؛ دیدگاهی که برخی دیگر از تحلیلگران مسائل ایران نیز با آن موافقاند.
علی واعظ، معاون مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای گروه بینالمللی بحران، تلاش برای تبیین رفتار ترامپ در چارچوب یک راهبرد منسجم را دشوار میداند و از فقدان یک روند روشن سیاستگذاری در دولت آمریکا انتقاد کرده است.
او همچنین معتقد است ایران از زمان فروپاشی آتشبس ماه ژوئن، موضع مذاکراتی خود را در موضوع تنگه هرمز تقویت کرده است؛ موضوعی که همزمان بحثهای جدی درباره گزینههای نظامی آمریکا را در واشنگتن به دنبال داشته است.
به گفته واعظ، احتمال آغاز یک عملیات نظامی گسترده جدید علیه اهداف ایرانی به دلیل نگرانیها درباره کاهش ذخایر موشکی و سامانههای رهگیر آمریکا محدود است.
او میگوید رفتار ترامپ تا حد زیادی ناشی از سرخوردگی است؛ چراکه عملاً هیچ گزینه نظامی مناسبی پیش روی خود نمیبیند.
واعظ معتقد است بخشی از اقدامات ترامپ واکنشی و هیجانی است. زمانی که او با ایران توافقی میکند و این اقدام با واکنش منفی و انتقادهای سیاسی، حتی از سوی جمهوریخواهان، مواجه میشود، بهشدت برآشفته میشود. از همین رو تلاش میکند با حمله به ایران امتیازات بیشتری بگیرد. اما وقتی شرایط به وضعیتی حتی بدتر میرسد، دوباره به میز مذاکره بازمیگردد و راهکار دیپلماتیک را دنبال میکند.
در نهایت، به اعتقاد این تحلیلگران، یکی از مهمترین ضعفهای رویکرد آمریکا در جنگ با ایران، آغاز آن بر پایه پیشفرضهایی درباره توانایی، رفتار و واکنش تهران بوده است؛ پیشفرضهایی که تحولات بعدی آنها را به چالش کشیده است.
واعظ در جمعبندی میگوید: نیمی از نبرد، شناخت دشمن است و آشکار است که رئیسجمهور ترامپ و دولتش، دشمن را نشناخته بودند.